از اونجایی که من و خرچنگ شدیدا عاشق کشور آریاییمون هستیم و راضی نیستیم که نسل فرزندان سام و زال و رستم منقرض بشه تصمیم گرفتیم چهار تا بچه داشته باشیم!!!
یه روز که داشتیم درباره ی آینده و بچه هامون بحث میکردیم خرچنگ پیشنهاد چهار قلو رو داد!!!
با شنیدنش از خنده منفجر شدم آخه تصور داشتن چهارتا شیطونک در آینده واقعا خنده داره!!!
و اینکه مثلا من مامان بشم واقعا برای خودم خیلی جالبه بیچاره بچه هام!!!تصور اینکه خرچنگ داره پوشک بچه عوض میکنه و به اون یکی شیر خشک میده و اون یکی رو میخوابونه هم واقعا برام خنده داره!!!
آخـــی فکر کن ما دوتا یه روز مامان وبابا بشیم...
**********
یه روز به خرچنگ گفتم عزیزم چسب ماتیکی داری؟؟؟گفت نه میخوای چیکار؟؟؟گفتم میخوام بزنم به لبام تا بوست کنم یه جور که حسابی به جفتمون بچسبه!!!
الان باید چهره ی خرچنگ رو تصور کنید که نیشش تا بنا گوشش بازه حتی از تصور اینکه یه روز یه همچین اتفاقی بیافته!!!
*********
عاشق روز امتحان دیفرانسیل ام که استاد منو دید و گفت حالت چطوره؟؟؟منم گفتم استاد ناراحتم خرچنگ میگه میخوام برم سربازی دیگه نمیخوام ادامه بدم بعد استاد به من نگاه کنه و بخنده و با لهجه ی اصفهانیش بگه خرچنگ غلط کرده ست!!!
و بعد من بخندم و خرچنگ که بی خبر از دنیا از راه رسیده مورد سوال استاد قرار بگیره و استاد ازش بپرسه شیشه چی میگه؟؟؟
و بعد خرچنگ بخنده و بگه من همه چی رو تکذیب میکنم!!!
و بعد سه تایی بخندیم!!!
**********
همیشه تو حکمت خدا موندم اوجش اونجاییه که خدا یه سوره رو توی سه تا جز قرار داده و سی تا سوره رو توی یه جز. خدایا حکمتت رو قربون واقعا قرآن معجزه است.
**********
اومدم چادرمو تا کنم بوی عطری که خرچنگ تو ماشین بهم زد بلند شد...لعنتی بدجور هواییم کرد...
*********
بعد از سی و پنج روز دوری بالاخره خرچنگ رو روز انتخاب واحد دیدمش چقدر باغبون دانشگاه لج دراره!!!خوب این همه گل واسه ی آب دادن بود عدن باید میامد گلهای کنار ما رو آب میداد!!!
در اینجا میتونید خشم شیشه رو تصور کنید!!!
**********
بعد سی و پنج روزی دوری دیدن چشمای عسلی خرچنگ واقعا شیرین بود اما ار اون هیجان انگیز تر کاری بود که خرچنگ کرد!!!
برای اولین بار بعد از دو سال در ماشین رو برام باز کرد بعد از اینکه نشستم در رو بست مثل عروس دومادا!!!تا خود مقصد دچار خر کیفه ی مزمن بودم!!!
*********
به پهنای صورت رژ گونه زدم و کلی خوشحالم از اینکه الان خرچنگ اگه منو ببینه چقدر ذوق میکنه!!!
بعد از سلام با حالتی ناراحت میگه برو همین الان صورتتو بشور من عاشق شیشه ی رنگ پریده شدم وقتی که از خستگی پای چشماش گود میره!!!خوشم نمیا از این آتاشغالا!!!
شاید باورتون نشه اما از ته دل خوشحال شدم وقتی این حرف رو زد از صدتا امروز چقدر خوشگل شدی بیشتر
با سلام خدمت همه بازیدکنندگان برای تبادل فقط فقط کافیست وبلاگ مارو ثبت کنید بعد با یک نظر به بگو وبلاگ ما رو در وبلاگ خودثبت کردید ما هم وبلاگ شما رو ثبت میکنیم صدردصد ............