چشمان تو . . .

یک جرعه از چشمان تو از من دلم را می خرد
یک خنده بر لبهای تو هوش از سر من می برد

متن تمام شعر من با عشق معنا می شود
بی تو وجود خسته ام تنهای تنها می شود

وقتی دلم را یاد تو طوفانی و تر می کند
حال مرا مهتاب هم همواره بدتر می کند

امشب کجا خوابیده ای ؟ آیا کدامین گوشه ای؟

در خلوت شبهای من ، تو در کدامین کوچه ای؟


اگر تو نباشی . . .

اگر تو نباشي  همه چيز برايم رنگ غروب را دارد . . .

اگر تو نباشي  آواز پرندگان و پرواز  آنها در  آسمان  آبي  برایم  معنايي

ندارد . . .


اگر تو نباشي غبار غم و سكوت سراسر وجودم را فرا ميگيرد و درياهاي بيكران جذر و مد آنها برايم معنايي ندارد . . .


اگر تو نباشي  روياهاي زيبايم به حقيقت نمي پيوندند وعشق را باور ندارم . . .


اگر تو نباشي  روزها و شبها ، ستارگان وخورشيد برايم زيبا نيستند و روزگارم تيره و تاريك است . . .


اگر تو نباشي تنهايي مونس و همدم من است . . .


اگر تو نباشي  من هم نيستم و آن زمان است كه تنها مردن برايم معنا و مفهوم پيدا ميكند . . .


همه چيز با وجود تو برايم زيباست . . .

✔ مخاطب خاص ✔

 


بــــــاران باشد


تـــــــــــــو باشیـــــ

یــــک خیابان بیــــــ انتـــــها باشد

به دنیـــــــ ـ ـ ـا میـــــ گویـــــم : " خـــداحـافـــظ "

+آمار سر شماری سال 90 حاکی از این امر است که میزان زاد و ولد در بین ایرانیان به شدت کاهش یافته!!!

از اونجایی که من و خرچنگ شدیدا عاشق کشور آریاییمون هستیم و راضی نیستیم که نسل فرزندان سام و زال و رستم منقرض بشه تصمیم گرفتیم چهار تا بچه داشته باشیم!!!

یه روز که داشتیم درباره ی آینده و بچه هامون بحث میکردیم خرچنگ پیشنهاد چهار قلو رو داد!!!

با شنیدنش از خنده منفجر شدم آخه تصور داشتن چهارتا شیطونک در آینده واقعا خنده داره!!!

و اینکه مثلا من مامان بشم واقعا برای خودم خیلی جالبه بیچاره بچه هام!!!تصور اینکه خرچنگ داره پوشک بچه عوض میکنه و به اون یکی شیر خشک میده و اون یکی رو میخوابونه هم واقعا برام خنده داره!!!

آخـــی فکر کن ما دوتا یه روز مامان وبابا بشیم...

**********                               

یه روز به خرچنگ گفتم عزیزم چسب ماتیکی داری؟؟؟گفت نه میخوای چیکار؟؟؟گفتم میخوام بزنم به لبام تا بوست کنم یه جور که حسابی به جفتمون بچسبه!!!

الان باید چهره ی خرچنگ رو تصور کنید که نیشش تا بنا گوشش بازه حتی از تصور اینکه یه روز یه همچین اتفاقی بیافته!!!

*********                                

عاشق روز امتحان دیفرانسیل ام که استاد منو دید و گفت حالت چطوره؟؟؟منم گفتم استاد ناراحتم خرچنگ میگه میخوام برم سربازی دیگه نمیخوام ادامه بدم بعد استاد به من نگاه کنه و بخنده و با لهجه ی اصفهانیش بگه خرچنگ غلط کرده ست!!!

و بعد من بخندم و خرچنگ که بی خبر از دنیا از راه رسیده مورد سوال استاد قرار بگیره و استاد ازش بپرسه شیشه چی میگه؟؟؟

و بعد خرچنگ بخنده و بگه من همه چی رو تکذیب میکنم!!!

و بعد سه تایی بخندیم!!!

**********                             

همیشه تو حکمت خدا موندم اوجش اونجاییه که خدا یه سوره رو توی سه تا جز قرار داده و سی تا سوره رو توی یه جز. خدایا حکمتت رو قربون واقعا قرآن معجزه است.

**********                            

اومدم چادرمو تا کنم بوی عطری که خرچنگ تو ماشین بهم زد بلند شد...لعنتی بدجور هواییم کرد...

*********                              

بعد از سی و پنج روز دوری بالاخره خرچنگ رو روز انتخاب واحد دیدمش چقدر باغبون دانشگاه لج دراره!!!خوب این همه گل واسه ی آب دادن بود عدن باید میامد گلهای کنار ما رو آب میداد!!!

در اینجا میتونید خشم شیشه رو تصور کنید!!!

**********                            

بعد سی و پنج روزی دوری دیدن چشمای عسلی خرچنگ واقعا شیرین بود اما ار اون هیجان انگیز تر کاری بود که خرچنگ کرد!!!

برای اولین بار بعد از دو سال در ماشین رو برام باز کرد بعد از اینکه نشستم در رو بست مثل عروس دومادا!!!تا خود مقصد دچار خر کیفه ی مزمن بودم!!!

*********

به پهنای صورت رژ گونه زدم و کلی خوشحالم از اینکه الان خرچنگ اگه منو ببینه چقدر ذوق میکنه!!!

بعد از سلام با حالتی ناراحت میگه برو همین الان صورتتو بشور من عاشق شیشه ی رنگ پریده شدم وقتی که از خستگی پای چشماش گود میره!!!خوشم نمیا از این آتاشغالا!!!

شاید باورتون نشه اما از ته دل خوشحال شدم وقتی این حرف رو زد از صدتا امروز چقدر خوشگل شدی بیشتر

چی تو چشاته که تو رو انقد عزیز میکنه؟

+خوبی من و خرچنگ اینه که باهام کنار میایم هیچ کدوممون در صددتغییر رفتار و ویژگی های شخصیتی

اون یکی نیست ما خیلی با هم تفاوت داریم از ساده ترین و پیش پا افتاده ترین مطالب گرفته تا مسائل

پیچیده ی علمی و عقیده ای و تمایلات روحی و بعد ودید هر کدوممون از مسائل مختلف.تنها شباهت ما

در قبولی توحید و نبوت و معاد و عدل و امامت هست!!! تازه استدلال و جهانبینی های هرکدوممون راجع

به اصول پنج گانه هم متفاوته اما هرگز نخواستیم هم دیگه رو به اونی کهدوس داریم تبدیل کنیم ما

پذیرفتیم که از دو دنیای جداییم اما اعتقاد به اصول مشترک باعت ایجاداصلاحات در هر دومون میشه

شاید ما واقعا مکمل هم هستیم تنها بهانه ی خلقت من خرچنگ بوده و دلیل آفرینش اون کامل کردن

شیشه!!الله اعلم!!

++همیشه به مردی فکر میکردم که بی نهایت زیبا باشه و خوش تیپ و خوش استیل و یه جورایی

یوسفی باشه واسه خودش خرچنگ به هیچ عنوان اونی که فکر میکردم نیست بلکه میلیاردها بارزیباتر از

 خیالات من و خوش تیپ تر از تمام پسرای دنیاست یوسف نیست اما عزیز سرزمین قلب منه و قلب من

عظیم تر از حکومت مصر!!

+++خرچنگ همونیه که من میتونم روی نیمکت پارک کنارش بنشینم و به آسمون آبی از لای درختها

نگاه کنم و گریه کنمو تو چشماش نگاه کنمو بگم تو عشق دوم منی!!!عشق اولم خداست و با صدای

بلند پیشش زار بزنم!!!

خرچنگ همونیه که من میتونم توی یه روز بارونی پیشش بدون هیچ شرم و حیایی بغض کنمو بگم

دوست دارم امام زمان رو ببوسم وبعد اون دل به دل من بده و با هم بریم تا سامرا و کعبه...

خرچنگ همونیه که بعد یه دعوا من با یه پاکت میتونم شادش کنم نه به خاطر تزیینات پشت پاکتیا

جلوی اون به خاطر حرفهای خداکه من براش پست کردم!!!

خرچنگ همونیه که وقتی از حج برمیگرده عزیز ترین سوغاتی عالم رو برای من میاره و اون روبا این

 کلمات به من یادگاری میده:شیشه ی عزیز و مهربونم هر آدمی تو زندگیش وسایل و چیزهای با ارزشی

 داره هیچ حاجی و حاجیه ایاز قرآنی که تو حج ختم کرده و به دیوار کعبه زدش و باهاش رفته تا نزدیکای

 خدا نمیگذره منتی نیست اما خواستم بهت بگم دارم عزیز ترین مال دنیام رو به تو میدم ببین چقدر برام

 عزیزی..

++++هرگز تو زندگیم از بعضی افراد خوشم نیمده مثل شادمهر اما باید اعتراف کنم عاشق این آلبوم

طرفدارش شدم!!!

انصافا انگار تک تک ترانه هاشو خرچنگ واسه من خونده!!!البته ترانه ی طرفدارشو پنجاه درصدشو انگار

من خوندم واسه خرچنگ!!!